![]() |
![]() |
|
| *•. .•*..*•.. بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است ..•*..*•. .•* |
|
چشمانم چشمانم با آهنگ شعر تو باز شد باز شد به روي شعر و آب و آيينه به روي پاكي آبي يك اتاق خالي تنها صداي فاصله ي تميز نقره اي عشق به روي زيبايي هر چيز و هر لحظه به روي زندگي با وسعتي يكدست به روي آشتي كردن با امروز و اكنون و از آن روز، همه انديشه و ادراك من روحي ست روحي سبز به پاكي برگها برگهايي كه ار نابودي آنان مي ميرد و اين مردن از لطافت خداگونه ايست كه در هر حرف تو خواندم و از آن روز، گفتم و خواهم گفت، « مرگ پايان كبوتر نيست » نگاه كن، مي بينم تو را ليدا
وسيع باش، و تنها، و سر به زير، و سخت.
و نترسيم از مرگ
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ.
من به آغاز زمين نزديكم
من به مهماني دنيا رفتم
و خدايي كه در اين نزديكي ست: لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند. روي آگاهي آب، روي قانون گياه.
و عشق، تنها عشق ترا به گرمي يك سيب مي كند مأنوس.
نوشته شده در 1/2/1387
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 22:53 توسط لیدا |
|
|
وايسا دنيا ! من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارونيه پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم
وقتي فايده اي نداره . غصه خوردن واسه چي واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
همه حرف خوب ميزنند اما كي خوبه اين وسط بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط قربونت برم خدااا چقدر غريبي رو زمين آره دنيا ما نخواستيم دل با خودت نبین
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد اون بلیت شانس داره بگو قسمت كي شد همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 3:50 توسط لیدا |
|
|
سلام نوروز باستاني و آمدن بهار ۱۳۸۷ رو بهتون تبريك ميگم و براي همه شما سالي سرشار از سلامتي و شادي را آرزو ميكنم. تعطيلات نوروزي خوش بگذره سبز باشيد. بهار ۱۳۸۷ ======================================
بوی باران بوی سبزه بوی خاک شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگهای سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه شوق پرستو های شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگارا خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب ای دل من گرچه در این روزگار جامه رنگین نمی پوشی به کام باده رنگین نمی نوشی ز جام نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت از ان می که می باید تهی است ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکویی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش میشود هفتاد رنگ فريدون مشيري
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 فروردین1387ساعت 16:51 توسط لیدا |
|
|
....
نگاه مرد مسافر به روي زمين افتاد : .... سهراب سپهری
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 0:50 توسط لیدا |
|
|
.... .... سهراب سپهری
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 دی1386ساعت 3:5 توسط لیدا |
|
|
مسافر .... سهراب سپهری
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 دی1386ساعت 2:2 توسط لیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| حجم سبز |
ღ خداوند هرگز به سر انسان وارد نمى شود؛ درى كه او از آن استفاده مى كند، قلب انسان است ღ
|
| پیوندها |
|
.: 6 شرط ضمن عقد برای زنان :. آرشیو پیوندها |
| بر حسب موضوع |
|
اشعار سهراب اشعار ديگر شاعران از تولد تا تولد (سهراب) نثر از من |
|
RSS
|